| تبلیغات | X | |
|
محبوب ترين مطالب تنهایی عشق..... Untitled عاشقانه,کاش.................. بخاطر او و برای او داستان خودم سایه ی بی کسی عشق فراموش شده تبریک خیانت می خوام بگم چه آسون! اس بی وفایی/دلتنگی/و سایر موضوعات! چه زود دیر می شود!!! Untitled او هم رفـــــــت رویای مــــــن تو نظر سنجی شرکت کنید!!!! Untitled بی وفایی Untitled Untitled
سلام بچه ها خوبین؟چه خبرا؟چند روزی میشه که آپ نکردم اول از همه از شیدا جون عذر می خوام.
دیروز برام یه روز باور نکردنی بود چرا؟رفتم سر خاک پدربزرگم عشقم اس داد گفت مامان باباتو بیار اینجا(آخه یه
شهر دیگه هستن اما نزدیکن به ما).خلاصه به مامان اینا گفتم و رفتیم.دیدم تو ماشینش نشسته وای وقتی
دیدمش اونقدر خوشحال شدم که تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد.تازه فهمیدم ندیدنش چقد برام عذاب آور
بوده.رفتیم پارک دیدم نشسته روی نیمکت روبروم وااااااااااااااااااااااااااااااااای خدا چقدر خوشحال بودم چقد برام
دوست داشتنی بود.کم موندیم سوار ماشین شدیم و حرکت یهویی دیدمش بهش لبخند زدم اونم قربونش برم
جوابمو داد.شبش کلی اس و حال و احوال خیلی حال داد.
برچسب ها:
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 02:55 ] [ shishi ]
آخرين مطالب ارسالي |
||||
| [ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] | ||||