عضویت سریع
نام :
نام کاربردي :
رمز عبور :
تکرار رمز عبور :
ايميل :
کد تایید :
آمار کاربران
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

kahkeshandl آمار مطالب
kahkeshandl کل مطالب : 41
kahkeshandl کل نظرات : 164

kahkeshandl آمار بازدید
kahkeshandl بازديد امروز : 4379 نفر
kahkeshandl بارديد ديروز : 123 نفر
kahkeshandl بازديد ماه : 4501 نفر
kahkeshandl بازديد سال : 4378 نفر
kahkeshandl بازديد کلي : 15927 نفر

kahkeshandl موتور جستجو
kahkeshandl ورودی گوگل امروز : 0 نفر
kahkeshandl ورودی گوگل دیروز : 0 نفر
kahkeshandl ورودی دیتایاب امروز : <-DataYab_Today-> نفر
kahkeshandl ورودی دیتایاب دیروز : <-DataYab_Last-> نفر
نويسندگان
به نظرت چی توی وبم بزارم جالب تر می شه؟




نظرت درباره ی وبلاگم چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



محبوب ترين مطالب
تمسرا
دسته بندی : حسرت,
این دقایق هوایم را نداشتی... خفه نمی شوی بدون من؟؟؟؟؟!!!



در طول یک دیوار/رویای یک دیدار/اینجا سکوت محض/دلتنگی بسیار...



حوا که بغض کند...حتی اگر خدا هم سیب بیاورد؛چیزی جز آغوش آدم آرامش نمی کند!


آدمها برای هم سنگ تمام می گذارند اما نه وقتی در کنارشان هستی...
وقتی مردی برایت «سنگـــــــــــــــــــــ تمام»را می گذارند و می روند!



این روزها حالم چون دایره ای است که هیچ گوشه ای برایش دنــــــــج نیست!!!!


اندیشیدن به پایان,شیرینی حضور را تلخ می کند....
بگذار پایان هم تو را غافلگیر کند...درست مثل آغــــــــــــاز!

میدونی«بهشت»کجاست؟؟؟
یه فضای چند وجب در چند وجب!بین بازوهای کسی که دوستش داری!

پلک هایم را باز می کنم؛تو نیستی...این است بیـــــــــــــرحمانه ترین اتفاق هر روزم!!!


برگـــــــــــــــــــــــــــــــــــرد چون من نگذاشته ام روی صندلی تو چیزی بنشیند!!!!!حتی غبار!!!!!!

برچسب ها:
[ جمعه 29 دی 1391 ] [ 04:08 ] [ shishi ]
دسته بندی : داستان عاشقانه,
سلام بچه ها خوبین؟نمی دونستم باید چی بگم اما وقتی فکر کردم گفتم اگه داستان خودمو بزارم جذاب باشه براتون؛هان؟بهتر نیست؟من بیخودی آپ نمی کنم تنها دلیلم اینه که داستانم رو یکی به جز خودم بفهمه نخوام هی بریزمش تو خودم...
گاهی وقتا فکر می کنم شاید...دوست ندارم ناامید باشم می خوام همیشه و همیشه باهاش باشم دوست ندارم خاطرات بدمو جلوی چشام زنده کنم چرا باید اینجوری باشه؟من فقط ازش روی خوش دیدم و دوست ندارم حتی به شوخی روی بدش باهام درگیر بشه...همیشه میگه دنیامی کاش این دنیا رو اونقدر دوست داشته باشه که دل کندن ازش قیمتش مرگ باشه...
من همیشه باهاشم کاش اونم بمونه تا در کنارش یه دنیای دیگه رو تجربه کنم.
حالا ادامه ی مطلب و داستان عشق من...

برچسب ها:

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 دی 1391 ] [ 01:30 ] [ shishi ]
دسته بندی : ساده باختن,
باز هم تنها نشستم دل گرفت/

گفتمش یادی کنم از آنکه یادم می کند/

یادت از من بوی حکمت می دهد من نمی دانم چرا؟

اما دلت بوی محبت می دهد!

***
اگر کل آدم های دنیا کنارت باشن دلتنگ کسی میشی

که نمی تونی کنارش باشی

***
وقتی خدابا یک نقطه جدا می شود از دیگران انتظاری نیست!

***
نبودنت را با ساعت شنی اندازه می گیرم یه صحرا گذشت!

***
نرو دستم به دامانت نگو دیگر نمی آیی که میمیرم غریبانه

امان از درد تنهایی!

***
آنکس که می گفت دوستت دارم عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد

بلکه رهگذری بود که روی برگ های خش خش پائیزی راه می رفت

و من آهنگ پایش را مانند دوستت دارم معنا می کردم.

***
امروز خم شدم و در گوش کودکی که تازه به دنیا آمده بود گفتم:

«چیزی از دست ندادی»

***
درگلوی من ابر کوچکی است می شود مرا بغل کنی؟....

قول می دهم کم گریه کند!

***
میشه فدات بشم؟




دیر گفتی فدات شدم!!!!
بسه دیگه؟خسته شدم...!!!!

برچسب ها:
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 03:17 ] [ shishi ]
دسته بندی : رقص در عشق,
من که نباشم دنیا یک«من»کم دارد!

اما تو که نباشی من یک«دنیا»کم دارم!


از تنهایی گریزی نیست!

بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند...

نمی خواهم کسی شال گردن اصافی اش را

دور گزدن آدم برفی احساسم بیاندازد!


در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش

علف هرز و گل سرخ یکیست!!!!



سخت است وقتی از بغض گلو درد می گیری

و

همه می گویند لباس گرم بپوش


دلتنگی مرض عجیبیست آدم را آرام...

و آرام را نا آرام می کند!!!!!


اسمش نه علاقه ست نه عشق است و نه حتی عادت!

حماقت محض است

دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست!

برچسب ها:
[ شنبه 16 دی 1391 ] [ 01:38 ] [ shishi ]
دسته بندی : رقص در عشق,
سلام بچه ها خوبین؟چه خبرا؟چند روزی میشه که آپ نکردم اول از همه از شیدا جون عذر می خوام. دیروز برام یه روز باور نکردنی بود چرا؟رفتم سر خاک پدربزرگم عشقم اس داد گفت مامان باباتو بیار اینجا(آخه یه شهر دیگه هستن اما نزدیکن به ما).خلاصه به مامان اینا گفتم و رفتیم.دیدم تو ماشینش نشسته وای وقتی دیدمش اونقدر خوشحال شدم که تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد.تازه فهمیدم ندیدنش چقد برام عذاب آور بوده.رفتیم پارک دیدم نشسته روی نیمکت روبروم وااااااااااااااااااااااااااااااااای خدا چقدر خوشحال بودم چقد برام دوست داشتنی بود.کم موندیم سوار ماشین شدیم و حرکت یهویی دیدمش بهش لبخند زدم اونم قربونش برم جوابمو داد.شبش کلی اس و حال و احوال خیلی حال داد.
برچسب ها:
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 02:55 ] [ shishi ]
دسته بندی : ,
برای تنها نبود محتاجم
محتاج گرمی دستانی که قلبمم را آرام کند.

شاید این عطر توست که به من آرامش می دهد....

گاهی با خودم میگم کاش هیچ وقت اون روز ناراحتش نکرده بودم اما نه این من نبودم که ناراحتش کردم اون بود که دل منو لرزوند این من بودم که بازم خواستمش...

کاش می شد بفهمه لبریز بودم از حسی که دوستش نداشتم...

کی میشد؟چقدر انتظار کشیدم تا اسمش باز روی گوشیم بیاد...اومد بهتر از اولشم اومد

دوستام میگن لعنت به عشقی که بخوایم منت بکشیم و لعنت به عشقی که توش نتونیم دو کلمه حرف بزنیم.

هیچ وقت تصورش برام اسون نبود اما حالا شد...کسی که تمام دنیامو برد برام زخم گزاشت اومد و فقط مرهم دردم شد.

برچسب ها:
[ جمعه 8 دی 1391 ] [ 11:45 ] [ shishi ]
آخرين مطالب ارسالي
درباره وبلاگ

عادت عجیبی در ماندن دارم: به پـــای تو..... بــــرای تو.......... به انتـــظار تو................ سلام دوستان شی شی هستم17سالـــمه! احساساتی ام و عاشق مطالب دردناک و عاشقانه و اما...این وبلاگ برای عاشقانه های دوستانی مثل من؛مثل شما ساخته شده.امیدوارم از خوندن مطالبم لذت کافی رو ببرید. این وب با نظرات شما دوستان پایدار می مونه خیلی خوشحال میشم اگه نظراتتون رو برام بزارید. حرف دیگه ای ندارم. ممنون!
امکانات وب

صداياب